دوستان


آرشيو
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009
January 2010
February 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
November 2010
December 2010
January 2011
February 2011
March 2011
April 2011
May 2011
June 2011
July 2011
August 2011
September 2011
October 2011
November 2011
December 2011
January 2012
February 2012
March 2012
April 2012
May 2012
June 2012
November 2012
December 2012
January 2013
February 2013
March 2013
April 2013


تماس
Barroon@gmail.com



Template by
ARDAVIRAF
 
 

Sunday, August 21, 2005

 
   
  احوالپرسي يكي از بدترين عادات بشريه .
سلام, حالت خوبه ؟‌ هاي.. هاو آر يو ؟ هاو يو دوين ؟
خداييش هيچ فرقي به حالت نميكنه اگه هم فرقي بكنه كاري از دستت بر نمياد فوقش ميگي انشاء ا... درست ميشه . جالبترش اينه كه كساني هم كه كاري از دستشون بر مي آيد كه حالت رو خوب بكنند اصلا به روي خودشون نميارند.
بهرحال فقط بعضيها بايد از بعضيها احوالپرسي كنند .
   
  بارون بهاري 11:07 PM يادداشت(0)
 
 

Wednesday, August 17, 2005

 
   
  لطفا چند دقيقه صبر كنيد.. چند دقيقه فقط به ارزش جان يك آدم فكر كنيد و به اينكه توان داشته باشيد كه به او زندگي ببخشيد . آنهم با ساده ترين و حقيرترين كالاي دنيا "‌پول "‌ !!
شعار نميدهم .. خودم پول ريخته ام و اي كاش هر كسي اين شماره حساب را ميبند اينكار را بكند. هيچوقت قدمي موثر بر نداشته ام كه جلوي جنگي را بگيرم يا مريضي را شفا دهم يا انساني را از مرگ نجات دهم . شايد اين تنها فرصتم باشد براي اينكه يكبار در بازي مرگ و زندگي يك انسان نقشي داشته باشم .. تو چطور ؟‌ تو هم مثل من فكر ميكني ؟
حساب جاری 0100023402003 – بانک پارسیان- شعبه کریمخان – موسسه راه ‏توانمند زیستن

هر روز بدون چاره و بالاجبار از كنار مرگ هزاران هزار انسان ميگذريم بگذار اين بار كه چاره داريم بيتفاوت نگذريم .
   
  بارون بهاري 3:22 PM يادداشت(0)
 
 

Monday, August 15, 2005

 
   
  و آدمهايي كه چراغ راهنماي راست را ميزنند و به چپ ميپيچند , در سمت چپ اتوبان با سرعت كم حركت ميكنند و با موبايلهايشان مشغول درد دل كردن هستند و ما همچنان ناچاريم آنان را انسان بنماميم
   
  بارون بهاري 2:27 PM يادداشت(0)
 
 

Saturday, August 13, 2005

 
   
  و آدمهايي كه فقط مرا دور دوست دارند و دورا دور
   
  بارون بهاري 11:36 AM يادداشت(0)
 
 

Wednesday, August 10, 2005

 
   
  بعد از حمله آمريكا به عراق ديگه حالم از هر چي تحليل و خبر و فيلم و تصوير بود به هم ميخورد از بس كه از ۶ مال قبل از شروعش تو كويت قُرمب قرمب كردند و هر روز مينوشتند كه اگه عراق به كويت حمله شيميايي بكنه چه خاكي به سرمون بريزيم يا نريزيم. الان هم بعد از انتخابات رياست جمهوري همون حس رو به بلاگها پيدا كردم . من كه نه هيت دارم نه جز ۲۰-۳۰ نفري اينجا مياند.. اما موندم تو كار هيت دار هاش ! يك روز سرد ميشه و برف مياد همه راجع به مشكلات شهري و برف و سرما مينويسند, يك روز خاتمي ميره همه بدون استثنا مينويسند "‌باي باي "‌يك روز احمدي نژاد مياد همه بدون استثناء مينويسند "‌هاي هاي "‌ يك روز بچه هاي نوشي ميرند همه داد ميزنند بگيريد آي دزد ..يك روز هواي تهران گرم ميشه رو هر بلاگي كليك كني سياسي و فرهنگي و اجتماعي و س*ك*سي نوشته واه واه عجب هواي جهنمي ..۱ نم بارون ميزنه ۱۵ دقيقه بعد همه بلاگيستهاي تهران نوشتند :‌"به به بارون " . خوب البته هيچكس هم نميتونه بگه چرا اينقدر موجي مينويسيد چون شعار همه اينه كه "‌نميخواي خوب نيا بخون " و نمونه از اين دست بسيارِ كه گفتنش اطاله كلام ميشه ! البته به قول استاد جامعه شناسيم , مواردِ نقض كننده هميشه وجود داره ولي انگشت شمار بودند بلاگهايي كه موجي نمي نويسند .
حالا هم كه جريان بلاگ رولينگ پيش اومده . خوب آره آدم حرصش ميگيره . مردمي هم كه تو ايران هستند حق دارند آستانه تحملشون پايين بياد و قبول كه بلاگ رولينگ بهانه است و اون چيزي كه ناراحت كرده همگيمون رو ديكتاتوريه كوريه كه داره به سرمون مياد اما بعيد ميدونم بلاگيستي داخلِ ايراني باشه كه يك نفر از خارج ِ ايران روي ليست ياهو مسنجرش نباشه.. خوب يك پيغام بگذاره كه لطفا پينگم كن ! نميدونم شايد هم من از روي بي اطلاعي دارم حرف ميزنم و مسأله پيچيده تر از اونيه كه ميبنم !! حركت موجي وار خوبه براي زماني كه كاري انجام بشه يا پولي جمع بشه براي كمك به نجات جان يك آدم اما گفتن و تحليلهاي مكرر چه سودي داره ! اونهم وقتي به قول فروغ ۹۰% خواندهاي اينترنتي از اين دست با بستن صفحه فراموش ميشه .
راستش حرفم اين نبود , ۲ بيت شعر بود ,‌وقتي اومدم پينگ كنم ديدم ۲ بيت شعر كه پينگ كردن نداره . اين نوشته ها هم پينگ نداره اما يه دلخوشيه واسه من كه فكر كنم آره كسي هم هست آنسوي اين سيمها و مونيتور
   
  بارون بهاري 7:48 PM يادداشت(0)
 
 

Sunday, August 07, 2005

 
   
  شده تا حالا يكي رو كه مَرهم و دوست ميدونيد واسطهء خير كنيد بين خودتون و يكي ديگه بعد اين واسطهء خير بره از روي عمد آب رو به تمام و كمال گل آلود كنه و محكم بايسته جلوتون و چشم تو چشم بگه اگه من گذاشتم اين كار درست بشه بدتر از توام‌!!!
حواستون كه هست ؟ گفتم يك دوست رو ها !‌ نه يك دشمن ..نه يك غريبه . فعلا من ۲ هفته است توي شُك هستم . يك جورايي هم زده زندگيمو سياه كرده .
   
  بارون بهاري 10:58 PM يادداشت(0)
 
 

Saturday, August 06, 2005

 
   
  من ميگم :‌دستمو بگير دارم غرق ميشم
تو ميگي :‌ از رنگ لاكت خوشم نمياد , اول اونو عوض كن
از خدا شاكيم كه چرا همچون توئي رو هميشه در ساحل عافيت ميشونه و همچون من هايي رو در درياي بلا ميندازه
   
  بارون بهاري 10:32 AM يادداشت(0)
 
 

Wednesday, August 03, 2005

 
   
  آدمها گريه ميكنند , بهشون نگيد گريه نكنيد, بگذاريد گريه شون رو بكنند اونقدر كه ديگه اشكي به چشمشون نمونه
أمها ضعيف ميشند حتي زود به زود خسته ميشند..بگذاريد ضعيف بودنشون رو زندگي كنند بهشون نگيد قوي باشيد
آدمها خيلي بلاها به سرشون مياد..آدمها عاجز ميشند , دلتنگ ميشند , پر غصه ميشند , تنها ميشند البته گاه گاهي هم شاد ميشند ...آدمها خيلي بي چاره ميشند .
هي فرشته ه ِ كه داري كاراي منو تند تند مينويسي , اينا رو ميفهمي وقتي مينويسي ؟‌ هي تو يكي فرشتهء نگهبان‌ِ چطوري نگهبانيم ميكني وقتي هيچ كدوم اينا رو حس نميكني ؟!
   
  بارون بهاري 2:30 AM يادداشت(0)
 
 

Tuesday, August 02, 2005

 
   
  ه ِ ...دنياي ما قصه نبود
پيغـوم سر بستـه نبود
دنياي ما عيونه.... هر كي ميخواد بدونه
دنياي ما خار داره
بيابوناش مار داره
هر كي باهاش كار داره...دلش خبر دار داره
دنياي ما بزرگه
پر از شغال و گرگه
دنياي ما هي هي هي
عقب أتيش لي لي لي
آتيش ميخواي بالا ترك
تا كف پات ترك ترك
دنياي ما همينه...بخواي نخوايي اينه
   
  بارون بهاري 1:10 PM يادداشت(0)